سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

356

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

حضرت فاطمه ( عليها السلام ) فرستاد اين هم بر زبان آورد ‹ 459 › كه : اگر اين جماعت ابا كنند - يعنى از آمدن براي بيعتِ ميشومه أو انكار نمايند - مقاتله با ايشان كن . وظاهر است كه عمر هم انكارى بر آن نكرد ، وبه سمع قبول آن را شنيد ، واين امر نزد أهل ايمان وأرباب ايقان ، برهان قاطع وحجت ساطع بر ردائت وخباثت ونفاق وكفر آن هر دو است كه أول ايشان به كمال طيب خاطر وبهجت وانبساط حكم به قتال نفس رسول وزوج بتول واتباع آن جناب - كه صحابه عدول بودند - داد وثاني به كمال رضا آن را بشنيد ، وانكارى بر آن نكرد . واز اينجا كمال بغض وعداوت وعناد آن هر دو رئيس أهل فتنه وفساد با أهل بيت أمجاد واضح گرديد ، ودر كفر وعدم ايمان مبغض ومعاند أهل بيت [ ( عليهم السلام ) ] هرگز نزد أرباب بصيرت ريبى نيست . ششم : آنكه مطلوبى كه در صدد اثبات آن بوديم كالشمس في رابعة النهار واضح گرديد ، يعنى ظاهر شد كه عمر بن الخطاب به قصد احراق خانه أهل بيت مصطفوي ( صلى الله عليه وآله وسلم ) روانه شده ، وهيزم ونار براي آن آورده ، وأتباع حمالة الحطب را حامل حطب براي احراق خانه أهل بيت نبوي ( عليهم السلام ) گردانيده ، وهرگاه بر در [ خانه ] حضرت فاطمه ( عليها السلام ) رسيد وآن حضرت متعجبانه پرسيده كه : « اى ابن خطاب ! آمده اى كه بسوزى خانه ما را ؟ » از غايت بي أدبي پاس ولحاظ آن حضرت نكرده ، بىمحابا گفت كه : آرى براي همين كار